رشيد الدين فضل الله همدانى
57
جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )
راهها بر او بگرفتند و لشكر در او رسيد ؛ حرب كردند . در اثناى جنگ ، اسب بساسيرى به روى درآمد ، كمشتكين دواتدار « 1 » او را بيافت و بكشت و سرش بر نيزه كرد و پيش خليفه آورد به بغداد . طغرل بيگ محمود بن اعزم خفاجى را خلعت و منشور سواد و سرورى اعراب خفاجه داد . و معز بن باديس ، صاحب افريقيه ، در سنهء ثلاث و خمسين و أربع مائة نماند . پسرش ، تميم ، را به جاى او نصب كردند ؛ و اهل مغرب باز مطيع المستنصر باللّه شدند و خطبه و سكه به نام او كردند . و المستنصر باللّه در سنهء سبع و خمسين و أربع مائة ، شهر بجّايه را بنا نهاد ، بر دست ناصر بن حمّاد . چون بجايه را انشا كردند ، او با زن و فرزند به آنجا هجرت كرد . و ناصر مدينهء اربس ، از حدود افريقيه ، فتح كرد . و در سنهء إحدى و ستين و أربع مائة ، مسجد دمشق سوخته شده . و سببش آن بود كه ميان مشارقه و مغاربه جنگ افتاد ، در خانهء مجاور آتش زدند ، خانه بسوخت و به مسجد سرايت كرد و تا صد سوارى بسوختند . مردم جنگ بگذاشتند و به اطفاى آتش مشغول شدند ، اما تمامت آرايشها سوخته شد . و در سنهء اثنتين و ستين و أربع مائة ، مكيان « 2 » خطبه از نام المستنصر باللّه با نام القائم با [ مر اللّه ] كردند ؛ براى آنكه الب ارسلان ايشان را سى هزار دينار رشوت فرستاد و هر سال به ده هزار دينار موعود كرد و به امير مدينهء مهنّا پيغام فرستاد كه اگر او نيز خطبه بگرداند ، او را هر سال بيست هزار بدهم . و سلطان الب ارسلان ، به راه ديار بكر ، به حلب آمد ، در سنهء خمس و ستين و أربع مائة ، و بگرفت و خطبه از نام المستنصر باللّه با نام قائم كرد و به بيت المقدس دعوت عباسيان كرد . و در سنهء سبع و ستين و أربع مائة ، المستنصر باللّه از مصر به ابن ابى هاشم « 3 » ، صاحب مكه ، هدايا و عطايا فرستاد و مطالبت خطبه كرد به نام خود ، و به
--> ( 1 ) . ص : دورانداز ؛ در زبده آمده : كمشتكين دواتدار عميد الملك كندرى ؛ مجمع د : كشتى ؛ ص : كستكين ؛ الكامل فى التّاريخ ابن اثير سال 450 ( ج 9 ، ص 242 ) ، « ذكر قتل البساسيرى » : كمشتكين دواتى عميد الملك الكندرى ؛ النجوم ( ج 5 ، ص 6 ) : حسام الدوله ابو منصور كمشتكين . ( 2 ) . در الكامل فى التّاريخ ابن اثير ( سال 462 ) آمده : محمد بن ابى هاشم ، فرمانرواى مكه ، در 462 نزد الب ارسلان كسى را با پسر خويش فرستاد كه در مكه به نام قائم و سلطان خطبه مىخوانم . ( 3 ) . الكامل فى التّاريخ ابن اثير : فيها ( سال 467 ) ارسل المستنصر باللّه العلوى ، صاحب مصر ، الى صاحب مكه ، ابن ابى هاشم ، رسالة و هدية و جليلة و طلب منه ان يعيد له الخطبة بمكة ؛ النجوم ( ج 5 ، ص 89 و 1401 ) : محمد بن ابى هاشم ( نيز ابن اثير در همين سال ) .